دخترونه

مرا دختر خانوم مینامند مضمونی که جذابیتش نفسگیر است…
دنیای دخترانه من نه با شمع و عروسک معنا پیدا میکند و نه با اشک و افسون. اما تمام اینها را هم در برمیگیرد…من نه ضعیفم و نه ناتوان، چرا که خداوند مرا بدون خشونت و زورِ بازو میپسندد. اشک ریختن قدرت من نیست، قدرت روح من است… اشک نمیریزم تا توجهی را به خواستهام جلب کنم با اشکم روحم را میشویم. خانه بی من سرد و ساکت است چرا که شور و هیجان زندگی با صدای بلند حرف زدن، و موسیقی گوش دادن، نیست… زندگی ترنم لالاییِ آرامش بخشی را میطلبد که خدا در جادوی صدای من نهفته است. من تنها با ازدواج کردن و مادر شدن نیست که معنا میگیرم من به تنهایی معنا دارم، معنای عمیقی در واژه دختر بودن است.
اگر فرهنگ غلط و کوتاه نظری مرا ضعیفه بخواند باز هم قویتر از قبل از پشت همین واژه سربلند میکنم و لبخند میزنم…
چرا که خداوند مرا دختر آفریده است و همین برای من کافی است.
/ 6 نظر / 8 بازدید
Atane

سکوتـــــــــــــ و دیگر هیچ نمی گویم …! که این بزرگترین اعتراض دل من استـــــــــ ـ[گل][گل][گل] لایک

سرونازشیراز

[گل]دوست خوبم : خیلی خیلیییییییییییییییییییییییی ممنونتـــــــــــــــــم.....[گل][قلب]

پریسا

سلام،خسته نباشی..... واقعا قشنگ بود این متنت،من معمولا برای کسی نظر نمی ذارم ولی اینو نتونستم همین جور رد شوم..... خیلی عالی بود

pouya

تو چشات از حادثه سیاهه، می‌دونم میگن نفس بودنت گناهه، می‌دونم تو مث مرواریدی ، اما نه واسه زینت ظریفی، زیبایی، گرونی... اینه صحبت آدما مریضن، تو بودنت سلامت داره آره تو گناهی؛ گناهی که برکت داره

qazal

واقعا نمی دونم چی باید بگم حرف نداشت بر منکرشم لعنت[لبخند] لینکت کردم دوست داشتی منو بلینک[گل]