8

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sorena

دوری از تو،مرگم را تداعی می کند و نزدیکیت شکوهم. تو کدام را می پسندی؟ من...[گل]

ملینا

[نیشخند][قهقهه][راک]

افشین

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] ˛ °.★__ *★* *˛. ˛ °_██_*。*./ \ .˛* .˛.*.★* *★ 。* ˛. (´• ̮•)*˛°*/.♫.♫\*˛.* ˛_Π_____. * ˛* .°( . • . ) ˛°./• '♫ ' •\.˛*./______/~\ *. ˛*.。˛* ˛. *。 *(...'•'.. ) *˛╬╬╬╬╬˛°.|田田 |門|╬╬╬╬ . ... ... ¯˜"*°•♥•°*"˜¯`´¯˜"*°•♥•°*"˜¯` ´¯˜"*°´¯˜"*°•♥•°*"˜¯`´¯˜"*°• یلدا را به شما و خانواده گرامي شاد باش ميگوييم . به امید خلاص شدن همه ما از این اسارت و تاریکی و زمستان تلخ .... [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] .

صورت زخمی

گفتند : «کلاغ»، شادمان گفتم : «پر» گفتند : «کبوترانمان»، گفتم : «پر» گفتند : «خودت»، به اوج اندیشیدم در حسرت رنگ آسمان گفتم : «پر» گفتند : «مگر پرنده ای؟»، خندیدم گفتند : «تو باختی» و من رنجیدم در بازی کودکان فریبم دادند احساس بزرگ پر زدن را چیدم آنروز به خاک آشنایم کردند از نغمه پرواز جدایم کردند آن باور آسمانی از یادم رفت در پهنه این زمین رهایم کردند گفتند : «پرنده» ، گریه ام را دیدند دیوانه خاک بودم و فهمیدند گفتم که «نمی پرد» ، نگاهم کردند بر بازی اشتباه من خندیدند ... اپممممممممممممممممممممممم

جدیدترین های نیوشا ضیغمی

سلام دوست عزيز وبلاگ قشنگي داريداگه باتبادل لينک موافق هستيدماروبه اسم وبلاگمون لينک کنيدوبعدبهمون خبربديدباچه اسمي لينکتون کنيم [قلب][بوسه][قلب]

sorena

سلام...سلام آپم عزیزم و منتظر[گل]

صورت زخمی

نيمه‌شب بود و ... غمي تازه نفس ره خوابم زد و... ماندم بيدار ريخت از پرتو لرزنده شمع؛ سايه‌ي دسته گلي بر ديوار. همه گل بود... ولي روح نداشت! سايه‌اي مضطرب و لرزان بود... چهره‌اي سرد و غم‌انگيز و... سياه گوئيا مرده‌ي سرگردان بود. شمع خاموش شد از تندي باد اثر از سايه به ديوار نماند كس نپرسيد: كجا رفت؟ كه بود؟ كه دمي چند در اينجا گذراند! اين منم خسته در اين كلبه‌ي تنگ جسم درمانده‌ام از روح جداست من اگر سايه‌ي خويشم يا رب... روح آواره‌ي من كيست؟ كجاست؟

مهرانا

درد را از هـــــــر طرفشــــ بخوانیــــــــــ درد استـــــــــــــ ، دریغـــــــ از درمانــــــــ کــــــه عکسشـــ نامــــرد استـــــ